سیدمحسن موسویبلده معلم قرآن و مؤلف کتاب حلیةالقرآن، مدتی است که درباره استفاده از افکتهای موسیقی در زیرصدای تلاوت قاری قرآن هشدار داده است. در همین راستا از سوی تعدادی از دغدغهمندان و به منظور همراهی با نظر این مدرس قرآن، پویش جمعآوری امضا راهاندازی شده است. به منظور روشن شدن بیشتر موضوع گفتوگویی را با این استاد قرآن صورت گرفته است که مشروح آن را در ادامه میخوانیم:
بحث ما پیرامون پدیدهای است که اخیراً در فضای تلاوت و حتی پیشتر برخی اجراهای مداحی در کشور شنیده میشود. ورود ادوات موسیقی و افکتهای دیجیتال به این ساحت، موافقان و مخالفان جدی دارد. شما این وضعیت را چگونه ارزیابی میکنید؟ آیا این یک نوآوری است یا تهدیدی برای هویت تلاوت؟
باید از منظری کلان به «مهندسی خلقت» نگاه کرد. خداوند به عنوان طراح هستی، انسان را چنان آفرید که برای بقا و حرکت در مسیر کمال به مواد اولیهای نیاز دارد؛ همانطور که یک خودرو برای پیمودن مسیر به سوخت، روغن و آب با استاندارد مشخص نیاز دارد. اگر متخصص خودرو میگوید «بنزین سوپر» در خودرو بریز، برای این است که طول عمر موتور تضمین شود.
در وجود انسان دو سیستم متمایز وجود دارد: «جسم» و «روان». روح از جنس خداست و فناپذیر نیست، اما «روان» یا همان نفس، جایگاه تجلی بیماریها، لجبازیها و نوسانات است. ما «روحشناسی» نداریم چون روح امر ربوبی است و در دایره شناخت بشری نیست، اما «روانشناسی» داریم. خداوند برای این روان، غذایی مشخص قرار داده است و یکی از حیاتیترین این غذاها «موسیقی» است. انسان بدون موسیقی نمیتواند به تعادل برسد. ما برای هر حالتی از شادی تا غم، از لالایی مادر تا نوحهخوانی بر مزار، از موسیقی بهره میبریم تا فشار روانی را تخلیه کنیم. خدا خوب میدانسته که اگر موسیقی سالم در اختیار انسان نباشد، او ناچار به سمت موسیقیهای ناسالم (آلوده) کشیده میشود. دقیقا مانند گرسنهای که اگر غذای حلال نیابد، به «اکل میته» (خوردن مردار) تن میدهد. بنابراین، تلاوت قرآن نه تنها یک عمل عبادی، بلکه پاسخ به یک نیاز فطری به موسیقی پاک است.
این دیدگاه که «تلاوت قرآن خود یک موسیقی عظیم است»، نگاهی ساختارمند به مقوله قرائت است. آیا میتوان گفت حروف عربی و ساختار کلمات در قرآن، برای پاسخگویی به این نیاز روانی انسان طراحی شدهاند؟
دقیقا نکته همینجاست. خداوند در بالاترین معجزه خود که «کتاب» است، این نیاز را به کمال پاسخ داده است. قرآن، کلامی است که الفاظش نتهای موسیقیاند. ارکستر طبیعت را در نظر بگیرید؛ برای اینکه یک موسیقی به تعادل برسد، به سازهای زیر (کمحجم) و سازهای بم (پرحجم) نیاز است. اگر همه سازها فلوت باشند یا همه شیپور، ارکستر گوشنواز نخواهد بود. زبان عربی قرآن، دقیقاً همین ویژگی را دارد.
حدود یکسوم حروف، «مُفَخَّم» (درشت و پرحجم) و دوسوم «مُرَقَّق» (نازک و کمحجم) هستند. این چیدمان مهندسیشده، باعث شده است که حتی اگر قرآن را بدون لحن و تنها به صورت دکلمه بخوانید، باز هم موسیقی در آن نهفته باشد. وقتی تلاوت آهنگین قاری متبحر با این ساختار تلفیق میشود، نوری بر نور میافتد. پیامبر اکرم (ص) به همین دلیل فرمودند: «کسی که قرآن را آهنگین نخواند از ما نیست.» این دستور راهبردی است تا این نیاز روانی انسان از راهی سالم تأمین شود.
با این تفاسیر، چرا شما نسبت به آنچه اخیرا در حال وقوع است، اینقدر نگرانید؟ آیا افزودن ملودیهای دستگاهی یا افکتهای صوتی به تلاوت و مداحی، این «نیاز» را بهتر پاسخ نمیدهد؟
نگرانی من دقیقاً از همینجا آغاز میشود. ما در حال انجام یک خطا هستیم. وقتی شما به تلاوت قاری، یک موسیقی مصنوعی (خواه با ارگ، سمپل یا افکتهای کامپیوتری) اضافه میکنید، ذائقه شنیداری جامعه را خراب میکنید. وقتی شما امروز با استفاده از ابزارهای الکترونیک، فضای صوتی تصنعی ایجاد میکنید و آن را با تلاوت قاری همراه میسازید، مخاطب پس از مدتی به این آهنگ کنار تلاوت عادت میکند. نتیجه چه میشود؟ نتیجه این است که تلاوت خالص استادان بزرگ مانند عبدالباسط یا قاریان برجسته کشورمان برای نسل جدید کممزه و خستهکننده به نظر میرسد. این یک شکست بزرگ برای ساحت تلاوت قرآن است؛ زیرا ما ناخواسته اعلام میکنیم که قرآن تنها، قادر به پاسخگویی به نیاز موسیقایی بشر نیست. این بزرگترین ظلم به جایگاه معجزه الهی است.
خطاب به آن دسته از مداحان و قاریانی که تن شرایط میدهند میگویم: فردا روزی که مردم به این موسیقی همراه عادت کردند، دیگر کسی شما را تنها دعوت نمیکند. برگزارکننده مراسم میگوید: آقای مداح، اگر میخواهی بیایی، باید ارگ هم با خودت بیاوری، چون مردم دیگر صدای خالی تو را برنمیتابند!
این وضعیت، شبیه به کنسرتهای آواز است. امروز اگر محمدرضا شجریان زنده بود و بدون ارکستر کنسرت میگذاشت، مخاطب چندانی جذب نمیکرد، زیرا ذائقه مخاطب با ارکستر گره خورده است. این همان گامهای شیطانی است. از سمپل شروع میشود، به ارگ پشتصحنه میرسد و فردا در صحنه رسمی مجلس، مداح و قاری بدون ارکستر فلج خواهند بود. این سقوط استقلال هنری قاری و مداح است.
علاوه بر مباحث هنری و ذائقه مخاطب، شما به جنبههای دیگری از این تهدید هم اشاره کردید. بهویژه بحث «بدعت» و فشارهای بینالمللی بر جامعه شیعه. این بخش از دغدغه شما به چه معناست؟
این بخش حیاتی و حساس ماجراست. جهان اسلام امروز به ایران و شیعه نگاهی بهشدت حساس و انتقادی دارد. دشمنان ما در کمین نشستهاند تا کوچکترین حرکتی را بهانهای برای تخریب قرار دهند. اگر این بدعت موسیقیزدگی تلاوت و مداحی از ایران شیعه آغاز و فراگیر شود، به راحتی آن را به نام شیعه تمام میکنند.
ماجرای هابیل و قابیل را به یاد آورید. هابیل برای اینکه اولین قاتل تاریخ به نام او ثبت نشود، حتی از دفاع از خود دست کشید. ما امروز در جایگاه هابیل هستیم؛ نباید اجازه دهیم اولین بدعتگذار موسیقی حرام در ساحت قرآن به نام ما و به نام فرهنگ شیعه ثبت شود. این یک مسئولیت تاریخی است. سکوت در برابر این جریان، خیانت به میراث اهلبیت (ع) است.
برخی معتقدند نباید حساسیت ایجاد کرد و با سکوت، این موضوع خودبهخود فراموش میشود. پاسخ شما چیست؟
این بدترین استراتژی است که یا از عمق ماجرا بیخبرند یا منافعی در این جریان دارند. اتفاقا باید صدا زد، باید قیام کرد. خطر اولیه است؛ هنوز ریشه ندوانده است. اگر همین امروز جلوی این سیل گرفته نشود، فردا دیگر کاری از دست هیچکس برنمیآید. این مسئله بزرگ نیست، خطرناک است. باید تبیین کرد که این موسیقی اضافه، نه تنها تلاوت را زیبا نمیکند، بلکه جان کلام را میگیرد و آن را به یک محصول مصرفی معمولی تنزل میدهد.
به عنوان کلام آخر، پیشنهاد شما برای نهادهای قرآنی و فعالان این عرصه چیست؟
از خبرگزاریهای دلسوز مثل ایکنا انتظار میرود که در این زمینه پیشگام باشند. باید نظرسنجی کرد، باید کمپینهای نقد تخصصی تشکیل داد و از اساتید خواست که موضع صریح بگیرند. باید به نسل جدید قاریان و مداحان تفهیم کرد که قدرت صدای انسان، نیاز به داربست الکترونیک ندارد. اگر قاری قرآن، کلام خدا را با درک معانی و با رعایت قواعد ترتیل و با صوت زیبا بخواند، اثرش در عمق جان شنونده مینشیند؛ نیازی به افکت نیست. ما وظیفه داریم هشدار دهیم، قضاوت و نتیجه با خداوند است.




نظر شما